تبليغاتX
مهتاب
يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو ميبره کوچه به کوچه
باغ انگوري باغ آلوچه
دره به دره صحرا به صحرا
اون جا که شب ا
پشت بيشه ها يه پري مياد
ترسون و لرزون
پاشو ميزاره تو آب چشمه
شونه مي کنه موي پريشون
...يه شب ماه مياد

 

--- --

    درباره تئاتر
    درباره سینما
    درباره هنرهای تجسمی
    درباره شعر
    درباره موسیقی
    درباره عکاسی
    درباره فیلمسازی

_____________________

     هفته دوم خرداد 1386
     هفته اوّل آذر 1385
     هفته دوم شهریور 1385
     هفته اوّل شهریور 1385
     هفته چهارم مرداد 1385
     هفته دوم مرداد 1385
     هفته اوّل مرداد 1385
     هفته چهارم تیر 1385
     هفته دوم تیر 1385
     هفته اوّل تیر 1385
     هفته دوم خرداد 1385
     هفته اوّل خرداد 1385
     هفته چهارم اردیبهشت 1385
     هفته سوم اردیبهشت 1385

_____________________

     شیندخت
     مهران رحمانی
     نیک آهنگ
     بجنورد 1400 (احسان سیدی زاده )
     انجمن مستند سازان
     ولوله
     شهر بجنورد
     بجنورد
     سینمای جوانان ایران
     عکس
     ایستگاه آخر
     مسعود بهنود
     سیامک
     بانوی تنهایی
     بگو سنجاقکم هستی

_____________________

     خانه فیلم مخملباف
     خوابگرد
     عباس معروفی
     سینما توگراف
     و یدئو فیلم
     آیدین آغداشلو
     مجید مجیدی
     سینمای آماتور
     بهمن قبادی
     خانه هنرمندان

_____________________

 

عشق ، آهن و تقدیر ادیپ وار

 *علی اصغر دشتی                   

                                 نگاهی به نمایش "شیون"

نویسنده و كارگردان: علی عابدی

بازیگران: حسن عابدی و پرستو كرمی

اجرا شده در سالن شماره 2 مجموعه‌ی تئاتر شهر

پیش از این
نمایش «مرد حلبی» را با بازی همین دو بازیگر (حسن عابدی و پرستو كرمی) و با نویسندگی و كارگردانی همین كارگردان (علی عابدی) دیده بودم.
نمایشی با محور
«عشق» و پایانی سوزناك با یك «خودسوزی»! شاید بتوان گفت شیون نقطه‌ی تكامل «مرد حلبی» است و علی عابدی هنرمندی است كه دغدغه‌ی ثابت خود را در طرح و ارتباطات، متفاوت عرضه می‌كند. عابدی با ذهنی تقدیرگرا، آن‌چنان بی‌رحمی‌های تقدیر را بر تماشاگر عیان می‌كند كه «هم‌ذات‌پنداری» با قهرمان داستان جزو لاینفك نتایج اجرای اثر او محسوب می‌شود.
نمایش‌گریزی از «قصه‌گویی» ندارد و تلاش می‌كند قصه را در
پیچ و خم نادانسته‌های كاراكترها نسبت به یكدیگر و درنتیجه هم‌راه با نادانسته‌های تماشاگر نسبت به كاراكترها و عقوبت و نتیجه‌‌ی ارتباط آن‌ها پیش ببرد.

عابدی
هرچند دست به خلق اثری بدیع نمی‌زند، ولی پویایی خود را در انجام گامی دشوار به كار می‌گیرد. نمایش تركیبی است از چیدمان قصه‌ای پیچ در پیچ، كه از لحظاتی مانده به پایان آغاز می‌شود. آدم‌ها گذشته‌ی جداگانه‌شان را روایت می‌كنند و بعد از روایت گذشته‌ی ارتباطی‌شان با یكدیگر، عاقبت به اكنون بازمی‌گردند و ما شاهد وقوع فاجعه در اكنون هستیم. آگاهی، رنج می‌آورد و هراس از ادامه‌ی زیستن. قهرمان جست‌وجو می‌كند و با رسیدن به آگاهی و دشنامِ تقدیر، تحملی برای ادامه‌ی حیات ندارد، پس بی‌رحمانه به مبارزه با تقدیر بی‌رحم برمی‌خیزد، یا به عبارتی دیگر، ‌بی‌رحمانه خود را تسلیم تقدیر بی‌رحم می‌كند. از عشقِ آماده برای عشق‌ورزی دل می‌كند و او را به آب و خود را به آتش می‌زند.
ادیپ نیز چنین می‌كند، آگاه می‌شود از قتل پدر و
همخوابگی با مادر و طاعون كه مردم شهر را می‌كشد، ‌پس خود را گناهكار می‌داند و آن‌گاه چشمان خویش كور را می‌كند.
«
شیون» نیز آن‌گاه كه پدر كافور همچون
«تیزریاس» به او می‌گوید تو و كافور هردو فرزندان من هستید و باران، این بچه كه از شما زاده شده، حرام است، نمی‌خواهد این تقدیر ناخواسته را بپذیرد.
پس در مقابل
پدرش می‌ایستد و آن‌گاه كه پدر، باران را می‌كشد،‌او نیز پدر خود را می‌كشد و به سبب این قتل به زندان می‌افتد. سلطان، مرد افغان، سال‌ها انتظار می‌كشد و نامه‌های عاشقانه‌ی خود را به زندان می‌فرستد تا شیون بخواند، ولی شیون سواد خواندن ندارد!
«
شیون»، تئاتری قصه‌پرداز است و سعی دارد اصول قصه‌پردازی را رعایت كند
. ما در این نمایش با شخصیت روبه‌رو هستیم، دو شخصیت حاضر و چندین شخصیت غایب. درواقع، پیش‌برد داستان در این نمایش صرفاً به سبب شخصیت‌های حاضر رخ نمی‌دهد، بلكه بخشی از شكل‌گیری اثر به واسطه‌ی گفتمان درباره‌ی آدم‌های غایب است.

علی
عابدی برای اجرای اثرش، فضایی آهنین، هرچند بسیار شلوغ و نه‌چندان ضروری را به كار می‌گیرد، این فضای آهنین و سخت، خود سرسختی تقدیر حاكم بر فضای آرام و عاشقانه‌ی ذهن آدم‌های نمایش را ارائه می‌كند. ما بیش از این‌كه در صحنه بازیگران را ببینیم، مجسمه‌های آهن را می‌بینیم و این تا حدی از تمركز مخاطب روی آدم‌ها و قصه‌ی پرپیچ و خمی كه نیاز به تمركز دارد، ‌می‌كاهد.
بازی مناسب بازیگران، هرچند گاهی با وجود
دیالوگ‌های محتوایی از مرز ارتباط و زندگی خارج می‌شود، ولی با این حال باورپذیر و در خدمت رشد اثر است.

«
شیون» نمایشی بی‌ادعا و به دور از هرگونه شلنگ تخته
انداختن در صحنه است. نمایشی است در اندازه‌های خودش و طراحان‌اش، نمایشی برآمده از درگیری‌های ذهنی و روحی خالق‌اش، درگیری‌هایی از عشق و تقدیر و قصه‌های پرپیچ و خم زندگی كه تقدیر می‌سازدشان و بس...

 

 

    علی عابدی  | شنبه بیست و هشتم مرداد 1385  | 16:50 لينک

____________________________________________________________________________________________


template desinged Bye : Ebad Hashemi