تبليغاتX
مهتاب
يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو ميبره کوچه به کوچه
باغ انگوري باغ آلوچه
دره به دره صحرا به صحرا
اون جا که شب ا
پشت بيشه ها يه پري مياد
ترسون و لرزون
پاشو ميزاره تو آب چشمه
شونه مي کنه موي پريشون
...يه شب ماه مياد

 

--- --

    درباره تئاتر
    درباره سینما
    درباره هنرهای تجسمی
    درباره شعر
    درباره موسیقی
    درباره عکاسی
    درباره فیلمسازی

_____________________

     هفته دوم خرداد 1386
     هفته اوّل آذر 1385
     هفته دوم شهریور 1385
     هفته اوّل شهریور 1385
     هفته چهارم مرداد 1385
     هفته دوم مرداد 1385
     هفته اوّل مرداد 1385
     هفته چهارم تیر 1385
     هفته دوم تیر 1385
     هفته اوّل تیر 1385
     هفته دوم خرداد 1385
     هفته اوّل خرداد 1385
     هفته چهارم اردیبهشت 1385
     هفته سوم اردیبهشت 1385

_____________________

     شیندخت
     مهران رحمانی
     نیک آهنگ
     بجنورد 1400 (احسان سیدی زاده )
     انجمن مستند سازان
     ولوله
     شهر بجنورد
     بجنورد
     سینمای جوانان ایران
     عکس
     ایستگاه آخر
     مسعود بهنود
     سیامک
     بانوی تنهایی
     بگو سنجاقکم هستی

_____________________

     خانه فیلم مخملباف
     خوابگرد
     عباس معروفی
     سینما توگراف
     و یدئو فیلم
     آیدین آغداشلو
     مجید مجیدی
     سینمای آماتور
     بهمن قبادی
     خانه هنرمندان

_____________________

 

تهیه کننده گمشده

                      طرقه               

 

جناب آقای تهیه کنند ه سلام

من سالهاست که گمان میکنم روزی تو خود خواهی آمد ولی حالا میبینم اگر باز سالها به انتظار تو بنشینم هرگز نخواهی آمد ، بنا براین تصمیم گرفتم از طریق آگهی دنبال گمشده خودم که تهیه کننده ای نا قا بل است  بگردم وبگویم که عزیزم اگر  از سر تقصیرات دنیوی راهی   خانه عدالت جهت امر مقدس توبه  هستی بیا و بنگر که خانه عشق همین جا ست ، که به قول بزرگی آب در کوزه و...الا آخر .

تهیه کننده عزیز،  من پیر شدم و فیلمی در باره زندگی و آثار اساتید موسیقی برجسته منطقه زندگی خودم نساختم و احساس میکنم در برابر آیندگان گنا هکارم ، بیا ومشتی در  توبره کن و از  کران سرمایه ای که خداوند به دامان تو ریخته است ، اندکی را صرف فرهنگ وهنر خاک خودت کن که جز منو تو کسی غم نخورد به روزگار ما .

عزیزترینم ( این کلمات برای نیازمندی کاربرد دارد ) فدای قدمت ، ما که از ما ه ابرویا ن ، به جلوس نشسته خیری ود یناری  ندیدیم ، بیا که تا رخ سکه های مهر تو بینیم . با من بیا .

 

    علی عابدی  | یکشنبه چهارم تیر 1385  | 2:8 لينک

____________________________________________________________________________________________


اگر حرفی مانده باشد

تاکنون مراسم نکوداشت بسیاری را برای استاد بیضایی برگزار نموده اند و آخرین آن مراسمی است که شهرستان کاشان به پاس سالها تلاش ایرانی ترین نویسنده دوره معاصربهرام بیضایی برگزار نموده و مجموعه این نکوداشت در کتابی به نام سر زدن به خانه پدری به چاپ رسیده است که به اعتقادم از زیباترین مباحث این مجموعه پرسش و پاسخ هایی که میان استاد و علاقه مندان رد و بدل شده است که خالی از لطف نیست که  بخشی ازاین گفتگورا برایتان بنویسم .

نظر شما در باره ی جوایز بین المللی سینمای ایران چیست؟

-         بیضایی :من واقعا تخصصی در باره جوایز جهانی و جشنواره ها ندارم .

س :نظر شما در مورد محدودیت هایی که بعد از انقلاب روی سینمااعمال شد چیست ؟ آیا آنها را مفید می دانید یا نه ؟

    - بیضایی :من فکر می کنم که هیچ محدودیتی با عث رشدی نمی شود ، مگر محدویتی که در برابر ابتذال قرار بگیرد . بعد از انقلاب به عنوان نخستین قدم در برابر ابتذال محدودیت هایی قرار داده شد و باعث شد که جهت سینمای ایران کمی تصحیح شود .این تصحیح سطحی بود ،چون دستوری بود ، نه از ریشه و چون خودش از محدودیت می آمد ؛چنان که بسیاری از محدودیت های دیگر دوره ی قبل را تثبیت کرد و یا برآن افزود ؛ تا آنجا که عملا با یکسو نگری و بد بینی نسبت به روشنفکران _تا حد کینه توزی و حذف کسانی – باعث محدودیت سینما شد .بنا براین آن رشدی که برای سینمای ایران تصور می کردیم ، تحقق پیدا نکرد . سینمای ایران سینمایی است که قابلیت بسیار بیشتر از این دارد ، اگر اندیشیدن در آن آزاد تر شود .

س :اگر بخواهید بهرام بیضایی سازنده فیلم مسافران ،مرگ یزدگرد و ... را تعریف کنید ، چگونه تعریف می کنید ؟

-         بیضایی :با تعریف نکردن .

س :آیا درست است که فکر کنیم نمادین ترین فیلم شما غریبه و مه است ؟

-         بیضایی :وقتی ازمن در مورد خودم قضاوت می خواهید ، کارم را از همیشه مشکل تر می کنید .اصلا مساله مهمی نیست که کدام نمادین تراست  مسابقه ای نیست ؛ و من وقتی فیلم می سازم ، اصلا فکر نمی کنم که دارم فیلم نمادین می سازم یا نه ؟آن چیزی را می سازم که به ذهنم می آید و به ترتیبی که خودم فکر می کنم درست است .

س: مسیح را در کربلا به صلیب کشیدند " این یکی از جمله های فیلمنامه روز واقعه است ، چه شباهتی بین مسیح و امام حسین می بینید ؟

-         بیضایی :هردو اسطوره های دینی و اخلاقی اند !تنها و به خون خود حقیقتی را گواهی دادن ! پیش از آ نها سیاوش است که گناهان ما را به گردن می گیرد و با قر بانی کردن خود باعث آگاهی و نجات ما می شود .

س: نظر تان در باره سنت و مدرنیسم چیست ؟

     - بیضایی :من متخصص این مباحث نیستم ؛ درعین حال در سر زمینی که مردمش در درون احساس آزادی و حتی شورش می کنند ، ودر بیرون _طبق ضوابط –خود مانع آزادی و رشد دیگراناند ، مدرنیسم که عمیقا با آزادی ملازمه دارد ، مثل اغلب چیزهایی که به کشور ما میرسد – ودر فضای پر تناقض ما مسخ شد .و...

س:گویا یکی از دلایل توقیف فیلم باشو غریبه کوچک تیتراژ آن بوده است که هواپیما ها در آن از چپ به راست صفحه حرکت می کردند . منظور از این تیتراژ چه بود ؟

     - بیضایی : کاش از آن ها که چهار سال و نیم فیلم را توقیف کردن می پرسیدید منظورشان چه بود ؟ و این فیلم توسط کسانی که معنویت روی پیشانی شان جا گذاشته بود، با هفتاد و پنج مورد تو قیف شد .اول اینک نمی خواستند اسم سوسن تسلیمی در عنوان بندی بیاید ، چون ایشان زن است ، و گفتند باید اول اسم مرد بیاید که من معنی ایت را دو هزار سال بعد از مرگم هم نخواهم فهمید!و دیگر اینکه مجموعه بمب افکن هایی که از راست به چپ حرکت می کرد ، گفتند معنی این تصویر این است که ما به عراق حمله کرده ایم . ! من پرسیدم یعنی چه ؟ گفتند ، در نقشه جغرافیا ما در سمت راست هستیم و عراق در سمت چپ، گفتم شما در کجای نقشه ایستاده اید ؟اگر جایتان را عوض کنید ، راست و چپ فر ق می کند .

س:بهترین شیوه بازی گرفتن از بازیگران غیر حر فه ای چیست ؟

    - بیضایی :هر کسی در بازی گرفتن شیوه ی خاص خودش را دارد . بعضی از این روش ها تقلب آمیز است . مثلا دوربین مخفی میگذاریدو پوست خربزه زیر پای طرف می اندازید و وقتی لیز خورد و به طور درد ناکی کله پا شد و جیغ کشید ، از او فیلم می گیرید ؛ یا اینکه می زنید تو گوش بازیگر تا اشکش در بیاید و طبیعی جلوه دهد و... این ها اسمش بازی کردن و بازی گرفتن نیست .نابلدی اشتباها گاهی سبک خوانده می شود .بهترین بازیگران غیر حرفه ای را من در فیلم های دوران نئورئالیسم ایتالیا دیده ام که" دزد دوچرخه" و یا "انجیل به روایت متی" از نمونه های فوق العاده است که شخصیت در همه ابعادش بازی و تصویر شده است .اما در فیلم های ما بازیگران غیر حرفه ای اغلب تک بعدی هستند و فقط وانمود می کنند که خودشانند .این که کسی خودش باشد و جملات را شل و تخت و طوطی وار بگوید اسمش بازی نیست ، ولی حتما برای بعضی فیلم ها مناسب است .

س:استاد منتظر صحبت پایانی شما هستیم ؟

     - بیضایی :کاش فیلم ها در بهترین شکل نمایش داده شود ،اما هنوز متعصبانه و متحجرانه فکر می کنند و فیلم های قبل از انقلاب را نشان نمی دهند . چون آن فیلم ها را ایشان تصویب ننموده اند .من مدتی کوشش کردم منطق این عمل را بفهمم , اما نشد و الان هم دیگر هرگز نمی خواهم بفهمم .

    علی عابدی  | چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385  | 0:51 لينک

____________________________________________________________________________________________


مسیو امیر نادری

 

 

 

 

آقای جستجوگر ...نمی دونم استاد خطابت کنم یا آقای امیر نادری؟.اگه اجازه بدی از این القاب  تکراری که امروزها به همه میچسبونن پرهیز کنم ، چون میدونم شما اصلا زیر بار این مسئولیت ها نمی رین و  به گمونم این کلمه با روحیات شما سازگار نیست .آقای نادری عزیز،اولین فیلمی که از شما دیدم ،" ساز دهنی" بود که مربوط به سالهای نوجوانی من میشد ، فیلمی که من واحتمالا خیلی هارو عاشق سینما کرد . این بلایی بود که شما با فیلمتان سرم آوردید وساز دهنی راه زندگی منو عوض کرد  .  اسم نادری از همون دوران  تماشای فیلم ساز دهنی از تلویزیون تو خاطرم ثبت شد و تکلیف خودمو با آینده روشن کردم ، یک تصمیم جدی که برا خیلیها به به یک شوخی شبیه بود. اما من مصمم بودم که یه روز فیلمی بسازم به زیبایی فیلم" ساز دهنی "امیر نادری و اصلا بشم یه امیر نادری دیگه . از اون زمان خیلی گذشته ومن نه فیلمی ساختم در حد واندازه ساز دهنی و نه آدمی شدم در حدو قیافه امیر نادری .  من به واسطه سینما به   زندگیم یه حرکتی دادم اما نه به اندازه شما  مسیو نادری که زندگی و محیط تون رو لرزوندید و تکون دادید و انگار این حرکت پایانی ند اره چون شما از سکون بدتون میاد واز ایستادن  نفرت دارید .. بذارید صادق باشم و رو راست ، اعتراف کنم که  فهمیدم عاشق واقعی سینما نیستم ونبودم  .می دونید از کی فهمیدم ، از مصاحبه بی تعارف شمابا ماسیموکائوزو و گراتسیما پاگانلی (تورین ، نوامبر2005) و چاپ اون در مجله فیلم از شماره 344 تا 346 که خانم غزل گلمکانی زحمت ترجمه اونو کشیده بودند . من اعتراف میکنم شما رو نشناخته بودم و دیر شناختمتون  . شما به خاطر سینما ، راحتر تر بگم به خاطر عشقتون چه کردید مسیو نادری بزرگ . یک جستجوگر واقعی و خستگی نا پذیرکه در جستجوی جزئیات هر چیزست که برایش سوال است . با ور کنید حتی تصور سختی هایی که کشیدید و رنج هایی که به خاطر ساخت فیلم هاتون بردید شکنجه آوره. آقای نادری  در روز چند بار به ساعت نگاه میکنید ؟ من گمون میکنم خیلی ...(از یک بابت چون علاقمند به جمع آوری ساعتهای مختلف هم  هستید  ) چون زمان برای شما حکم قطار سریع السیری رو داره که هر لحظه داره به مقصد می رسه و این شما رو نگران می کنه ، بر عکس ما که تو ایران وقتمون رو می کشیم ومیکشن و زمان رو براحتی در اینجا از دست می د یم ویا از دستمون میگیرن ، ومطمئنا این جور زندگی برای شما دهشتناکه و خوشحالم که به این مصیبت گرفتار نشدید.

آقای نادری عزیز ، فقط یک سوال ازشما می پرسم ، شما از سینمای قصه گو وداستان پرداز آغاز نمودید ، خداحافظ رفیق ، تنگنا ، تنگسیر،سازدهنی و...آرام آرام به نادری، دونده ، جستجوگر، منهتن از روی شماره ، منتهن از روی الفبا و...این ساخته آخرت ،دیوارصوت  که فیلمی مینی مالیستی است تبدیل شدید و خدا داند با این شور و حالی که دارید سر از چه فیلمها و چه جاهایی در آورید .این تغییر نگرش از کجا شروع شد ،از سفر ؟جستجو؟حرکت؟ویا  تحت تاثیر فیلمسازانی چون گدار و...

. امیر نادری عزیز شما فیلمساز بزرگی هستید و من به ایرانی بودن شما افتخار میکنم ونمیتونم شما رو جزو فیلمسازان آمریکایی بدونم ، راستش حسودیم می شه اگه نیویورک شما رو از خودش بدونه .

    علی عابدی  | پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385  | 1:44 لينک

____________________________________________________________________________________________


template desinged Bye : Ebad Hashemi