
شیر : / نعره می زند / گرسنه هستم .
پرنده : تو همیشه گرسنه هستی .
شیر : دیگه پیر شدم .
پرنده : اما باز هم گرسنه ای .
شیر : تو کدوم شیر ی رو دیدی که گرسنه بمونه .
پرنده : نه من شیر گرسنه ای ندیدم همه شیرها سیر سیرن .
شیر : پس چرا من گرسنه ام ؟
پرنده : این تو سرشت توهست که هیچ وقت سیر نمی شی .
شیر : این گرسنگی منو از پا می اندازه .
پرنده : من شیری رو ندیدم تا بحال از گرسنگی بمیره اما پرنده های زیادی رو دیدم .
شیر : اما من گرسنه ام و دارم از این رنج میمیرم .
پرنده : این رنجی که تو حالا میکشی سالهاست که ما می کشیم / پرواز میکند و در آسمان گم میشود /
•
علی عابدی
| یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385
| 0:11
لينک