مردگی آدمها
نمایش شیون ، کار گروه تجربی مهتاب پس از حضور در جشنواره بین الملی تئاتر فجر ، در تیر و مرداد ماه 82 به مدت یکماه در تئاتر شهر پایتخت به روی صحنه رفت ، و بی شک تجربه مفیدی در پرونده کاری این گروه بود که خاطرات بسیاری را نیز به همراه داشت.این نمایش علاوه بر تهران ، در شهریور ماه همان سال در بجنورد نیز به مدت یک هفته به روی صحنه آمد .در اینجا لازم می بینم از دوستانی که در اجرا ی این نمایش سهیم بودن تقدیر و تشکر نمایم . یادداشت زیرپاره ای از نقد جناب آقای رضا آشفته است بر این نمایش ....
نمایش شیون ، به نویسندگی و کارگردانی علی عابدی ، در باره روابط نا خواسته و زندگی زناشویی زن ومردی است که به قتل باران ( دختر این زوج ) جنون ومرگ مرد ، قاتل شدن و خودکشی زن و...می انجامد .
طراحی صحنه پیش از شروع جلب توجه میکند ، برای آنکه بودن یک در ، دو تاب آویز ، دو راه پله معلق ، پر از خط های دوچرخه و دیواره ای نا منسجم با شمع های خالی و...ذهن را به روشنی در یک دنیای پیچیده و روانی می گذارد . حالا نوبت چینش داربست ها ، رنگ سیاه و قهوه ای سوخته نیز مز ید بر علت میشود که چنین دیدگاهی پیش از شروع نمایش شکل گیرد .البته از همان اولین صحنه که سلطان ( بازی حسن عابدی* ) برای شیون زندانی( بازی پرستو کرمی* ) نامه می نویسد و با لهجه افغانی نامه را میخواند ، همه چیز به زیبایی همراه با تفکر ، احساس می شود ، تماشاچی می خواهد که از این داستان تراژیک کاملا سر در آورد و کارگردان هم تمام خط و خطوط را طوری طراحی میکند که در القای فضا ، پرواز شخصیت ها ، برجسته شدن تفکر ، در هم تنیدگی میزانسن ها و ایجاد ریتم مناسب و متنوع گام بر میدارد و هیچ حرکتی بی معنا و غیر زیبا یی شناسانه به نظر نمی آید . بنابراین کارگردانی حرف اول و گام محکمی برای جاری شدن یک تئاتر در صحنه است . او ضمن توجه و تاکید به استفاده از یک طراحی صحنه مناسب ، بهره مندی از لباس های واقع گرایانه ، نورهای مناسب با حال و هوای متغیر صحنه ها ، موسیقی ( مجید وطنیان* ) که در فضا سازی و حس آمیزی به طور متناوب و متناسب با متن و اجرا ساخته شده است . رنگ ها که حکایت از مردگی آدمها دارند و گاهی سبزی کم رنگ لباس های سلطان در این گورستان ، حکایت از یک زندگی امید وارانه دارد و ... باعث می شوند که چشم ، گوش و ذهن در دنبال کردن نمایش یک لحظه هم غافل از متن و اجرا نشود . این ، حضور کارگردان در صحنه برای برقرای یک ارتباط هنرمندانه و تصویری به اثبات می رساند . علی عابدی شیون را کارگردانی میکند و شاید خیلی از کارگردانها ی ما به سختی از عهده این وظیفه خطیر بر می آیند . حسن عابدی در پرداخت شخصیت سلطان سنگ تمام میگذارد ، او به خوبی گریم شده و لباس پوشیده و به خوبی از پس بیان لهجه افغانی بر آمده است و از تنوع حسی و فیگواراتیو بر خوردار است . او از نگاه و حرکت در پرداخت شخصیت نهایت استفاده را می برد و حضورش در صحنه تداعی گر حضور یک بازیگر است .پرستو کرمی هم در نقش آفرینی شیون انرژی بسیاری صرف میکند ، اما گاهی حس هایش بی آنکه تغییری کند ، یکنواخت می شوند . متن با آنکه داستان خوب و قابل تاملی دارد اما از چند وجه دچار نقصان شده است که بر پیکره آن ضربه میزند . اگر همین نواقص قابل رفع و رجوع باشند ، آنگاه این متن در زمره آثار ماندگار تلقی خواهد شد .
*حسن عابدی : کارشناس بازیگری –که در این نمایش جزء یک از ده بازیگران کشور از سوی کانون ملی منتقدان برگزیده شد .
*پرستو کرمی : کارشناس بازیگری – اهل کرمانشاه ، ساکن تهران و همکاری با گروه تئاتر تجربی مهتاب در دو نمایش مرد حلبی و شیون .
*مجید وطنیان : کارشنا س موسیقی – از دوستان نیک بجنوردی _ ساکن تهران و همکاری در زمینه آهنگسازی برای دو نمایش مرد حلبی و شیون .
یاس نو / دوشنبه ششم مرداد هشتاد و دو / شماره 119